پادبير

جمعه ٢٢ امرداد ،۱۳۸٩

هشدار پرشین بلاگ

قابل توجه کاربران قدیمی پرشین‌بلاگ
وبلاگ خود را حداکثر تا پایان ماه رمضان به‌روز کنید
کاربران قدیمی پرشین‌بلاگ که طی دو سال و نیم گذشته وبلاگ خود را به‌روز نکرده‌اند، درصورت تمایل به استفاده از خدمات پرشین‌بلاگ، لازم است حداکثر تا پایان ماه مبارک رمضان، وبلاگ خود را با انتشار یادداشت جدید به روز کنند.
به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگ‌های خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بر اساس اعلام پرشین‌بلاگ، کاربران قدیمی سایت که طی دو سال و نیم گذشته وبلاگ خود را به‌روز نکرده‌اند، درصورت تمایل به استفاده از خدمات پرشین‌بلاگ، لازم است حداکثر تا پایان ماه مبارک رمضان سال جاری، وبلاگ خود را با انتشار یادداشت جدید به روز کنند.
بر اساس این گزارش، پس از مهلت فوق، پرشین‌بلاگ تعهدی نسبت به ارائه خدمات به آن دسته از وبلاگ‌های به روز نشده که برای مدت طولانی - 30 ماه - غیرفعال بوده‌اند، نخواهد داشت.
انتهای پیام

احسان بيگي
 
دوشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸٦

وب جديد

دوستان عزیز برای یافتن من می‌تواند به http://padabir.blogpars.com/ مراجعه کنید.

خوشحال می‌شود که سری به ما هم بزنید.

احسان بيگي
 
دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦

 

يك سال زندگي زيبا

در تاریخ 24 تيرماه 1385 در مراسمي كه گوشه‌اي از آن در تصوير نمايان است زندگي من رنگ واقعيت گرفت و ما شديم. او بهترين،‌ وفادارترين و دوستدارترين عشق دنياست. اگر دنبال عروس مي‌گرديد در تصوير هست همان گل قشنگي كه در دستان من است. او نه تنها يك دسته گل بلكه يك دنيا گل است

در همين جا از همه مجردها براي سامان دادن به زندگي‌شان دعوت مي كنم! بشتابيد

احسان بيگي
 
یکشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٦

رسانه‌ای برای مبارزه

رسانه‌اي براي مبارزه

 چند روز پیش در ۱۱ تیر ماه جاری شبكه خبري پرس تي‌وي كارش را رسما آغاز كرد. مباركه! چند نكته به ذهنم رسيد عرض كنم؛
ابتدا اينكه جاي خوشحالي دارد كه بعد از سال‌ها مسئولان كشور بالاخره به اين فكر افتاده‌اند كه در راستاي "ايران به روايت ايران" قدمي بردارند.
اگر دوستان صداوسيمايي كه شكر خدا به لحاظ منابع مالي مشكلي ندارند در اين كار ايدئولوژي‌هاي سابق خود مانند "العالم" را بخواهند پياده كنند شكست محتمل‌ترين اتفاق خواهد بود.
برخي دوستان مي‌گويند اين شبكه نمي‌تواند با غول‌هاي رسانه‌اي جهان رقابت كند اما من معتقدم كه مي‌شود چرا كه هنوز ظرفيت‌هاي بسياري از ذهن مخاطبان جهاني خالي است و اگر بتوانيم يك مخاطب شناسي درست انجام دهيم مي‌توان خوراك خوبي را براي آن‌ها پخت.
شايد مهمترين چيزي كه مي‌تواند همچون رسانه‌اي را موفق كند يك مولفه باشد و آن هم نوع نگاه و نوآوري است. اگر دوستان پرس‌تي‌وي به شعارشان "خبر از نگاهي ديگر" پايبند باشند شايد موفقيت در انتظار آن‌ها باشد.
نكته آخر برمي‌گردد به ديدگاه‌هاي مسئولان صدا و سيما كه كمي نگران‌كننده است چرا كه بيش از حد سياست‌زده‌اند و ممكن است بر اهداف رسانه تاثير معكوس بگذارد. شاهد مثال هم گفته‌هاي معاون برون مرزي صدا و سيماست‌. ولي در شب افتتاح این شبکه در برنامه ويژه خبري شبكه دو وقتي داشت درباره تفاوت پرس تي‌وي با العالم سخن مي‌گفت يه سوتي كوچولو داد و گفت: "تاثير گذاري العالم در عراق به حدي بوده كه الان شيعيان تحت فشارند"(!). اين خيلي خوب است كه از شيعيان حمايت شده اما آيا بايد اين قدر عريان باشد كه شائبه جناحي و بخشي‌نگري گريبان‌گير يك رسانه را بگيرد؟
براي همه همكاران در پرس تي‌وي آروزي توفيقات دارم. چند نفر از دوستانم هم آنجا فعاليت مي‌كنند كه براي آنها آرزوهاي بيشتري داريم

احسان بيگي
 
سه‌شنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٦

اولين جشن تولد در ۲۹ سالگی!!!!

نخستين كيك و شمع تولد

در يكي از روزهاي عيد كه مهمان خواهرم بوديم و همه اهل و عيال هم بودند بعد از شام مرا روي يك مبل نشاندند و كيكي همراه با يك عدد شمع بزرگ روبه‌رويم گذاشتند و گفتند تولدت مبارك!

همه‌اش كار اين مهربان يار ما همسر گراميمان بود كه مرا غافل‌گير كرد. راستش را بخواهيد عادت كرده بودم كه جشن تولد نداشته باشم چون طي 28 سال گذشته تولد من زير تيغ سال تحويل گم مي‌شد.

آخه به گفته مادرم هشت ساعت بعد از تحويل سال 1357 به دنيا آمده‌ام و قاعدتا با سفره هفت سين جشن تولد نمي‌گيرند. به هر حال براي خودم هم خيلي مهم نبوده.
بگذريم. چون اين براي اولين بار در 29 سال گذشته بود كه به افتخار ما كيك و شمع و اين بساط‌ها راه انداختند به عنوان يك واقعه تاريخي آن را ثبت مي‌كنم و از همسر مهربان‌ترينم تشكر.

راستي 29 ساله شدم. نترسيد هنوز جوونم!

این عکس هم با سایبر شاتی که هدیه همسرم به مناسبت همین اولین جشن تولد بود گرفته شده.

احسان بيگي
 
چهارشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٥

سومين مدير عامل

شب گذشته سومین مدیر عامل ایسنا در هشتمین سال فعالیت این خبرگزاری معرفی شد.

سید میرحمید حسن‌زاده ـ معاون پژوهشی و آموزشی ایسنا ـ که همزمان مسئولیت بخش انجمن دانشجویان خبرنگار افتخاری را نیز بر عهده دارد به جای محمد علی نادعلی‌زاده مدیریت و رهبری این خبرگزاری را عهده دار شد.

مراسم معارفه رسمی وی به زودی انجام می‌شود.

حسن‌زاده از جمله نیروهای باسابقه ایسنا بوده و همواره بر روند رو به رشد این رسانه مانند دکتر فاتح تاکید داشته است.  

احسان بيگي
 
یکشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٥

همه چيز درباره ايسنا به نقل از فاتح
۵دكتر ابوالفضل فاتح ـ موسس و مديرعامل پيشين خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ـ در يك گفت‌وگوي تفصيلي به بيان نظراتش درباره نگاه به رسانه در ايران پرداخته است كه متن كامل آن در زير منعكس مي‌شود.

*اگر اتقافي براي ايسنا بيفتد، يك افسوس به افسوس‌هاي تاريخ ايران افزوده مي‌شود
*طرح موضوع مهندس موسوي را از افتخارات ايسنا مي‌دانم و هرگز از آن پشيمان نيستم
* نگران ایسنا هستم
* اساسا تغيير مديرعامل خبرگزاري ملي را با امضای یک وزیر درست نمي‌دانم
* آقاي خاتمي از اميدهاي آينده
*ايسنا يك نقطه عطف است

ایسنا منبع تغذیه خوبی برای روزنامه‌هاست. خبرهای خروجی‌اش از همه خبرگزاری‌ها بیش‌تر و کاراتر است. در هر روزنامه‌ای، هر صفحه‌ای که تعریف شود، می‌تواند به این امید داشته باشد که در بی‌خبرترین روزها هم ایسنا کمک حالش باشد. این را روزنامه‌نگارها به خوبی می‌دانند، اما کم‌تر کسی از آن‌ها نگران این است که شايد روزي اهالی ایسنا حوصله این همه خبر تولیدی را نداشته باشند و یا مجبور شوند بيش‌تر خبرهای دولتی را پوشش دهند.
آيا اين تهديد اكنون احساس مي‌شود؟ شاید بتوانید پاسخ به اين احساس را در متن اين گفت‌وگوي بلند پیدا کنيد.

- چرا خبرگزاری دانشجویان ايران هشت سال پیش تاسیس شد؟
- برای توضیح این مطلب باید برگردیم به زمانی که ایسنا تاسیس شد و نقش دانشجویان و دانشگاه‌ها را در آن مقطع ارزيابي كنيم. بی‌تردید دانشگاه‌ها، نخبگان و دانشجویان از نقطه نظر تاريخي نقش تعیین کننده‌ای در شکل‌گیری و استمرار جريان اصلاحات در ایران داشتند. شكل‌گيري ايسنا در مقطعی بود که دانشگاه‌ها يكي از تعیین‌کننده‌ترین دوره‌هاي تاریخی به لحاظ تاثيرگذاري را پشت سر می‌گذاشتند. از طرفي با وجود باز شدن نسبي فضاي رسانه‌يي در كشور و تحولات عميق اطلاع‌رساني در جهان، جامعه ما هم‌چنان در عطش دسترسي به اطلاعات می‌سوخت. فضای رسانه‌يی آن موقع ایران، فضای خاصی بود و نمی‌توانست عطش اطلاعاتی جامعه را سیراب کند. در واقع می‌توانیم بگوییم آن موقع نوعی انحصار يا مونوپلي رسانه‌يی در ایران داشتیم. مجموعه دو عامل، پاسخ به عطش اطلاعاتی و نيز نقش تعیین کننده دانشگاه‌ها در فرآیند توسعه پايدار کشور، جهاددانشگاهی را به این نتیجه رساند که می‌تواند با تاسيس خبرگزاری دانشجویان ایران در این نقطه تاریخی ایفای نقش کند. به ياد دارم كه نطفه‌هاي اين حركت در اواخر سال 1377 بسته شد. مي‌خواستيم با محوريت واحدهاي جهاد دانشگاهي نشريه‌اي به نام دانشگاه امروز را منتشر كنيم. در جستجوي بهترين فرم رسانه بوديم. در برنامه سوم توسعه خبرگزاري‌هاي خصوصي و غيردولتي پيشبيني شده بود. هر روز پيشنهاد جديدي دريافت مي كرديم يك روز عزيزي گفت چرا خبرگزاري نمي زنيد؟ آن فقط يك كلمه بود اما من گمشده‌ام را يافته بودم. اين پيشنهاد را نزد برادرم دكتر منتظري بردم، با روي باز استقبال كرد و مسووليت كامل كار را با اختيار تام به اين جانب واگذار كرد. به همت جمعي از عزيزان و حمايت تشكيلاتي جهاد دانشگاهي گام‌هاي آغازين برداشته شد و قدم به قدم پيش رفتيم تا به اين نقطه رسيديم. اينك پس از آن سال‌ها مي توانم بگويم ايسنا يك نقطه عطف است و ترديد نداشته باشيد كه اگر بخواهيم تاريخ رسانه‌يي ايران را منصفانه بررسي كنيم به جرات مي‌توانيم به اين نقطه عطف اشاره و آن را به "قبل از ايسنا" و "بعد از ايسنا" تقسيم كنيم. زيرا ايسنا توانست انحصار خبرگزاري در كشور را بشكند، مفهوم جديدي از خبرگزاري ارائه و آن را از رسانه با واسطه به رسانه بي‌واسطه تبديل كند. ايسنا تعاريف جديدي از خبر و ارزش‌هاي خبري داشته و با روش خود فضاي اطلاع‌رساني كشور را توسعه داد. اين خبرگزاري تاثير به‌سزايي بر شكل‌گيري خبرگزاري‌هاي متنوع در كشور گذاشت و محتواي خبري روزنامه‌ها و مرجعيت رسانه‌يي در ايران را دستخوش تغيير كرد. نكته مهم ديگر آنكه ايسنا، نخستين خبرگزاري دانشجويان با كاركرد ملي در جهان و جلوه‌اي مدرن از جنبش دانشجويي و نقش‌آفريني داشجويان و دانشگاهيان در ايران است. ايسنا در بسياري از جلوه‌هاي خبرگزاري در ايران اولين است كه تاثيرات آن را در آينده قابل مطالعه و تحقيق مي‌سازد .

- همان زمان (سال‌های پایانی دهه 70) روزنامه‌های زیادی در ایران وجود داشت که پاسخ نیاز اطلاعاتی جامعه را می‌داد. با وجود آن‌ها آيا نیازی به خبرگزاری آن هم با عنوان دانشجویان احساس می شد؟
- "اگر آن مقطع را بررسی کنید می‌بینید که مقطع زایش رسانه است". ایسنا هم، مولود زمانه خويش است. به همان دلیل که در آن مقطع تعداد زیادی روزنامه در ایران شکل گرفت، به همان دلیل هم یک خبرگزاری پا به عرصه وجود گذاشت. در واقع رسانه‌ها مولود زمان خود هستند. از سويي ديگر دانشگاه‌ها، نخبگان و دانشجویان در شکل‌گیری ايسنا سهم تعیین‌کننده‌ای داشته‌اند. و اساسا بدنه‌ي ایسنا را دانشجویان و نخبگان تشکیل دادند. ضمن اين كه با تولد روزنامه‌هاي جديد بايد در منبع و تغذيه خبري آن‌ها نيز دگرگوني و حركت رو به جلو شكل مي‌گرفت تا به نيازهاي جديد پاسخ دهد.

- این پاسخ‌دهی با وجود خبرگزاري رسمی ایرنا و واحد مرکزی خبر كه کل فضای خبری رسمی ایران را در اختیار داشتند چگونه ممكن شد؟
- مهم‌ترین مساله این بود که در ابتدای امر شکل‌دهی یک خبرگزاری آن هم غیردولتی در ایران ممکن تلقی نمی‌شد. چون سابقه نداشت. خاطرم هست در ابتدای کار وقتی خدمت برخی دست‌اندرکاران رسانه‌يی ایران می‌رفتم و در مورد جوانب امر مشورت می‌کردم، در بسياري از مواقع با پاسخ‌های جدی و مناسب مواجه نمی‌شدم. زماني هم كه تشويق مي‌كردند حس می‌کردم ته دلشان به اين مي‌خندند كه چند جوان با سابقه نه چندان زياد در نظام رسانه‌يی ایران، می‌خواهند خبرگزاری تاسیس کنند. و این يكي از مهم‌ترین مساله‌هاي ما بود.
نكته مهم ديگر تعريف وجه تمايزي روشن با ايرنا و ساير رسانه‌هاي موجود بود. ما دريافتيم كه اخبار غيررسمي در كشور پوشش مناسبي داده نمي‌شود و جريان خبر يك سويه است. پس رويكرد نويني را تعريف كرديم. اگر ما هم همان رويكرد سنتي را داشتيم تاسيس خبرگزاري ضرورتي نمي‌يافت و به همين دليل هم بود كه ايسنا با نگاه و تعريف جديدي از خبرگزاري و اتكاي كامل به يك الگوي كاملا بومي، منحصر به فرد و بي‌سابقه شكل گرفت. در واقع ايسنا محصول از خود گذشتگي جواناني بود كه بدون ادعا از زندگي‌شان مايه گذاشتند تا كاري متفاوت انجام دهند .

- حتما مشکلات مالی هم داشتید؟
- در ابتدای امر جهاددانشگاهی به عنوان بانی کار، حامی و پشتیبان بود. آن موقع حدود 15میلیون تومان بودجه برای راه‌اندازی ایسنا در اختیارمان قرار گرفت و ما توانستیم تعدادي کامپیوتر خریداری و تجهيزات حداقل را مهيا كنيم و قراردادی را برای طراحی نرم‌افزار خبرگزاری ببندیم. در خصوص مجوز هم بايد بگويم كه در آن موقع موافقتي براي ارائه مجوز وجود نداشت؛ اما بايد از آقاي مسجدجامعي،تشكر كنم كه با حمايت خود موافقت ديگران را هم براي اعطاي مجوز جلب كرد. اين گونه شد كه از نيروهاي اوليه‌ ايسنا خواستیم با ما داوطلبانه همکاری کنند، و بعد هم تا حدود چهار ماه حقوقی به آن‌ها پرداخت نشد. گرچه اين موضوع هيچ‌گاه در كارشان تاثير نگذاشت و اشتياق آن‌ها در انجام هدف جمعي، آن هم در سخت‌ترين شرايط، هميشه براي ما مايه اميد بود و در نتيجه با فداكاري و تلاش هسته‌ اوليه نيروهاي ايسنا، خبرگزاري دانشجويان ايران توانست خود با را با واقعيتي جديد، كارآمد و غيرقابل انكار به فضاي رسانه‌يي كشور معرفي كند. کمیسیون فرهنگی مجلس ششم نيز، پیشنهادی را به دولت برای کمک به این خبرگزاری به عنوان یک فعالیت فرهنگی ارائه داد و یادم هست حدود 300میلیون تومان بودجه در اختیار ایسنا قرار گرفت که البته کمک بسیار موثری در ادامه فعالیت این خبرگزاری بود.

- چه سالی این کمک انجام شد؟
- در اولین سال فعاليت مجلس ششم، يعني سال 78؛ البته اوايل سال 79 بود كه این بودجه به ايسنا رسید. بعدها هر سال رقمی به آن افزوده شد و اكنون ايسنا ردیف بودجه جداگانه دارد.

- پس با اين حساب، ایسنا یک خبرگزاری وابسته به دولت محسوب می‌شود؛ چون از سوي دولت حمايت مالي می‌شود.
- صرف پشتیبانی دولت از جایی، آن را دولتی نمی‌کند. همه روزنامه‌ها امکاناتي از جمله كاغذ از دولت می‌گیرند. يا مگر وقتی دولت به مساجد کمک می‌کند، باید مساجد دولتی شوند؟ به اعتقاد من، نفس كمك به توسعه و بهبود فعاليت‌هاي فرهنگي، اقدام خوبی در كشور بوده و من معتقدم باید این ظرفیت گسترش پیدا کند تا کمک به فعالیت‌های فرهنگی آن‌ها را در چارچوب نفوذ مستقیم دولت قرار ندهد.

- اما مدیون و در نتيجه وابسته به دولت می‌شوند!
- نمی‌توانم منکر این كه کمک‌ها به نوعی تاثیرگذار است، شوم! اما باید این ظرفیت‌ها را طوري توسعه داد كه با وجود كمك‌ها، مدیونیت‌ها به حداقل برسد و البته لازمه تحقق اين امر مهم، داشتن نگاه استراتژيك به رسانه و ارتقاء فرهنگ رسانه در كشور است.

- معتقدید که در ایسنا این طور شد؟
- می‌توانید عملکرد ایسنا را مورد بررسی قرار دهید.

همین کمک‌ها باعث نمی‌شود که دولت (هر دولتی) بگوید حالا که به ایسنا کمک می‌کنم، پس می‌توانم و حق دارم مثل خبرگزاری ایرنا، مدیرعامل ایسنا را هم عوض کنم تا به سلیقه من عمل کند؟
- من حتي در مورد تغيير مديرعامل خبرگزاري رسمي ايران (ايرنا) هم اين اعتقاد را ندارم كه بايد توسط يك وزير دولت، تغيير كند. چند ماه پیش نامه‌ای را به مدیرعامل جدید ایرنا نوشتم در مورد نقشی که اين خبرگزاري می‌تواند در ایران ایفا کند اما متاسفانه به خاطر شرایط فعلی نتواسته از عهده انجامش به خوبي برآيد. بحث جدي را كه مورد توجه قرار دادم، دخالت در تغییر مدیرعامل ایرنا و نوع اين تغییر است. من اساسا تغيير مديرعامل خبرگزاري ملي را با امضای یک وزیر درست نمي‌دانم و معتقدم در نظام قانونگذاری کشور این موضوع باید مورد تجدید نظر قرار گيرد. وقتی سطح مدیر خبرگزاری ملی در حدی است که با امضای یک وزیر ـ هر قدر هم اين وزير جايگاه مهمي داشته باشد ـ عوض شود، آن خبرگزاری هیچ وقت نمی‌تواند نقش ملی و فراگير خود را ایفا کند.
در آن نامه تاكيد كردم كه خبرگزاری دولتی نباید به این مفهوم تلقي شود که جریان یک سویه خبری و دولتي را به مردم اطلاع‌رساني كند. بلكه باید وظایف جدی‌‌تر و جامع‌تری را برای خبرگزاری ملی در نظر بگيريم. همان گونه كه همه دولت‌ها خبرگزاری‌هایی دارند. اما در همه دولت‌ها با خبرگزاری دولتی، خودشان این گونه برخورد نمی‌‌شود.

- شما در ایسنا اين موضوع را پايه‌گذاري كرديد كه مدیرعامل خبرگزاري از طرف دولت تعیین نشود و همه می‌دانند که آقای نادعلی‌زاده به نوعی با انتخابات درون‌سازماني، جانشین شما شدند.
- اولا ما باید به ساختار جهاددانشگاهی توجه کنیم. خبرگزاری دانشجویان، مولود جهاددانشگاهی است و جهاددانشگاهی و رييس وقت آن را (دكتر منتظري) را بايد به خاطر فرصتی که در اختیار دانشجویان کشور قرار داد، تحسين كرد. جهاددانشگاهی یک نهاد دولتی نیست. عزل و نصب‌هايش از نوع عزل و نصب‌ها در دولت نیست .جهاددانشگاهی زیر مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و شورای عالی انقلاب فرهنگی زیر مجموعه دولت نیست. همین مساله به جهاددانشگاهی آزادی عمل بیش‌تری داده و به تبع آن ایسنا نسبت به یک خبرگزاری دولتی آزادی عمل بیش‌تری دارد.

- اما آقای منتظری با دستور رییس‌جمهور (رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی) از جهاددانشگاهي رفتند؟
- نه، رییس جهاددانشگاهی توسط هیات امنا انتخاب و بعد از تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، با حکم رییس شورا منصوب می شود. پس موضوع از جنس سایر انتصابات دولتی نیست.

- اما دولت (رییس جمهور) می تواند تاثیر بگذارد.
- قطعا دولت سهم تعیین کننده‌يی در این زمینه دارد، من این را انکار نمی کنم. اما عرض کردم، در موضوع رسانه حتی اگر خبرگزاری، دولتی هم باشد، مداخله در رسانه که منجر به نقض استقلال تحریري رسانه شود را قبول ندارم، چه برسد که رسانه مستقیما زیر نظر دولت نباشد. به نظر من قانون مطبوعات ما باید معیار عمل باشد و اگر قانون می‌گوید هیچ کس حق ندارد در محتوای رسانه دخالت کند، این مربوط به همه است و دولت اول کسی است که باید این قانون را رعایت کند. نه اینکه دولت‌ها برای تامين نظر خود در محتوای رسانه، با اعمال فشار، تغییر عوامل رسانه را چاره كار بدانند.

- اما الان چنین نگرانی وجود دارد.
¬- من هم نگران همین مساله هستم. متاسفانه در حال حاضر معرفت رسانه‌يي در كشور سطح نازلي دارد و نوع مداخلات در كار رسانه‌ها به گونه‌اي است كه كلا نسبت به آينده رسانه در كشور نگرانم. رسانه‌ها از مشكلات دروني و بيروني رنج مي‌برند كه اين گونه فشارها از جمله مشكلات بيروني است و در مورد مشكلات دروني هم مي‌توانم به اين اشاره كنم كه هنوز جايگاه خبرنگاران و ساير عوامل تحريري در رسانه‌ها كمرنگ ديده مي‌شود و آن‌ها شان و نقش اساسي خود را ندارند و عمدتا مالكان رسانه‌ها نقش‌آفريني مِي‌كنند.

- الان خیلی‌ها نگران هستند که مديرعامل فعلي ايسنا برکنار شود، بعد فشار برای تغییر بدنه خبرگزاري به وجود آيد.
- من چند جمله در مورد آقای نادعلی‌زاده بگویم. آقای نادعلی‌زاده از ابتدا با ايسنا کار کرده است. ایشان فردی توانمند، فعال، کوشا، متدین، معتقد به کار و چارچوب‌های رسانه‌يی است که طي سال گذشته در شرایط سختی ایسنا را مدیریت کرده و من خبر دارم كه در طول اين مدت رنج طاقت‌فرسایی را به همراه ساير عزيزان متحمل شده‌اند. لذا موضوع تغيير در ايسنا برايم مفهوم نيست.

- برای انتخاب آقای نادعلی‌زاده، در ایسنا اجماع به وجود آمده بود؟
- زمانی که بنا شد من ایسنا را ترک کنم، از دوستان جهاددانشگاهی، از جمله دكتر منتظری كه يادش براي من هميشه گرامي است، خواستم که تعيين مديرعامل جديد بر مبنای تقاضای اهالي ایسنا باشد و کسی مسوولیت را قبول کند که در ایسنا کار کرده باشد. از ابتدا هم پایه خوبی در ایسنا گذاشته شده بود كه بر مبناي آن تنها کسی می‌توانست در ایسنا فعالیت کند که مدتی خبرنگار افتخاری بوده باشد. سپس ترقی کند. به عبارتي هیچ کس در ایسنا نمی‌تواند دبیر یا سردبیر و مدیرعامل شود مگر این که روزی خبرنگار بوده باشد. این در ایسنا عمل و به‌عنوان یک منطق کاری پذیرفته شده است و من معتقدم این برای همه رسانه‌ها بسیار مفید است. چون دبیر، سردبیر و مدیری که خودش کار خبرنگاری کرده باشد، هم اقتضائات خبر را درك می‌کند و هم اقتضائات کار خبرنگاری را. خیلی مهم است که مدیران یک رسانه به این دو مقوله آشنایی داشته باشند.
در آن مقطع اهالي ایسنا در جلساتی، مجموعا به این نتیجه رسیدند که آقای نادعلی‌زاده مقبولیت و استانداردهای لازم را برای کسب این مسوولیت دارد و معتقدم که ایشان در سال گذشته موفق عمل کرده و توانستند با شرایطی که در کشور وجود دارد، کیان این رسانه را حفظ کنند و نفوذ این رسانه را استمرار بخشند كه البته اين كار با همکاری خبرنگاران، دبیران، سردبیران و مديران توانمند و سخت‌كوش و فداكار ایسنا صورت گرفته كه همواره بار اصلي كار را بر دوش كشيده‌اند و من واقعا معتقدم سال‌ها طول مي‌كشد تا قدر و منزلت تلاش اين عزيران شناخته شود.آن‌ها انسانهايي به غايت بزرگ، پر مايه و كم ادعايند. قدرشناسی از چنین افرادي طبیعتا به ما یادآور می‌شود که رویکرد منصفانه‌تری را در برخورد با ایسنا داشته باشیم.

- الان یکسری فشارها بر ایسنا هست که بدنه کمی معتدل‌تر شود. آن زمان هم حتما شما با این فشارها روبه‌رو بودید.
- ایسنا ویژگی‌های خاص خودش را دارد و طبیعتا در جامعه‌ای که رسانه از منزلت مطلوب خودش برخوردار نبوده یا در وضعيتي که قانون‌های حمایتی از رسانه در ایران کافی نیست و در شرایطی که معرفت نسبت به رسانه از سطح نازلی برخوردار است، قبول کنید که کار رسانه بسیار دشوار مي‌شود و همواره دغدغه مدیران هر رسانه‌ای در ایران، حفظ استقلال تحریری رسانه خويش است و طبیعی است که ما هم با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کردیم. خاصه این که هر چه حوزه نفوذ يك رسانه بیش‌تر، عمیق‌تر و گستره عملش وسیع‌تر باشد، بیش‌تر با این فشارها روبروست. به خصوص این که یک رسانه جدا از رویکرد سیاسی و اجتماعی‌اش، بخواهد رسالت حرفه‌يی هم براي خود قایل باشد. در واقع، ایسنا همزمان به 2 موضوع فکر می‌کرد، یکی کاری که به عنوان یک رسانه بر عهده دارد و دیگری ارتقای جایگاه رسانه در کشور. ایسنا هم‌چنين بايد يه شدت از افراط و تفريط پرهيز مي‌كرد . ببينيد اين خبرگزاري در شرایطی به فعالیت خودش ادامه داد که بیش از 100روزنامه و نشریه در ایران توقیف شد. آيا به شعار ایسنا توجه کرده‌اید؟ «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود».

- فشارها از جانب دولت آقای خاتمی هم بود؟
- موارد فراوانی در دوران مسوولیتم در ايسنا، تحت فشار قرار گرفتم؛ حتی از جانب برخي وزرای دولت آقای خاتمی که چند روز پیش، این موضوع را به ایشان گفتم. رویکرد ایسنا، اساسا جنجالی نبود و همیشه سعی می‌کردیم با گفت‌وگوهای منطقی کار را به نتیجه مطلوب برسانیم و این طور هم می‌شد. خیلی از وزرا قانع نمی‌شدند و از طرق مختلف فشار می‌آوردند. اما ما زیر بار نمی‌رفتیم. منصف باشم فشارهاي دولتي در مقايسه با بخش‌هاي ديگر حداقل بود. بالاخره اختلاف نظر با گروه‌ها و احزاب يا دستگاه‌ها و مجموعه‌هاي ديگر در مواردي پيش مي‌آمد. به ياد مي‌آ ورم در مواردي همكارانم و خودم از برخورد فيزيكي نيز مصون نبوده‌ايم. به شكلي كه در یکی از وقایع کوی دانشگاه، برخورد فیزیکی با من صورت گرفت، اما ايسنا وارد جنجال رسانه‌يی نشد و حق رسانه را از آن مسیر دنبال نکرد. بلکه از طریق برقراری دیالوگ‌های منطقی دنبال کرد و کار به جایی رسید که فرمانده نیروی انتظامی کشور سه جا رسما از مدیریت ایسنا عذرخواهی کرد. اتفاقی که در خیلی جاها نیفتاده است. در احضار دادگاه‌ها هم روال پرهيز از جنجال بود.

- اما بسیاری درک ما را از رسانه ندارند، پس فشارهایی وارد می‌کنند.
- درکی که برخی نهادهای امنیتی و قضایی از کارکرد رسانه داشتند، طبیعتا با درک ما تفاوت پیدا می‌کرد و در آنجاها هم می‌توانید فرض بگیرید که فشارهايي متحمل می‌شديم. اما با اين حال ایسنا هرگز کارکرد خودش را معطل یا تحت تاثیر فشارها قرار نمی‌داد. ما در حقیقیت ضمن این که در حال تاسیس خبرگزاری بودیم و یک بخش از اندیشه خود را متوجه تاسیس آن با قابلیت‌های بسیار بالا می‌کردیم، از یک طرف هم باید نهادهای اجرایی، قضایی و امنیتی کشور را نسبت به كاركردهاي رسانه قانع مي‌كرديم. من همیشه اعتقاد داشته‌ام که در دل انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ظرفیت‌هایی هست که فرصت پدیداری فعالیت‌ها و کارهایی را به جامعه ارزانی می‌دارد که می‌تواند منشا تغییر و تحول و امید در کشور باشد. باید قبول کنیم که ایسنا به سهم خودش نقش تعیین‌کننده‌ای در توسعه نظام رسانه‌يی و ارتقاي فرهنگ رسانه در ايران داشته و دارد. ايسنا در زمان خود توانست جريان اخبار داخلي را بر مبناي منابع خبري داخلي تغيير دهد؛ به اين معني كه در گام اول مردم ما براي آگاهي از اخبار غيررسمي كشور خودشان به رسانه‌هاي خارجي نياز نداشته باشند؛ در گام دوم نگاه رسانه‌هاي دنيا به سمت اخبار ايسنا به عنوان منبع معتبر اخبار ايران جلب و باعث شد اخبار مربوط به وقايع داخلي كشورمان با منبع يك رسانه ايراني در جهان منتشر شود و به نوعي شعار "ايران‌به روايت ايران" محقق شد و بايد در گام‌هاي بعدي به سوي تحقق شعار "جهان به روايت ايران" پيش ‌رويم. البته متاسفانه بايد بگويم در يكي دو سال اخير در اين حوزه عقب گردهايي داشته‌ايم.

- شما از جریان یک سویه خبری انتقاد کردید. تلاش‌های ایسنا در این مورد چه بود؟
- ما در مطالعاتی که نسبت به نظام رسانه‌يی ایران داشتیم، متوجه شدیم که جریان رسانه‌يی ایران یک ارتباط یک سویه از دولت به مردم را برقرار می‌کند. ما تلاش کردیم یک ارتباط سه وجهی برقرار کنیم؛ ارتباطي بين سه وجه نظام، نخبگان و مردم. ایسنا تلاش کرد در نقطه ثقل این سه وجهی قرار بگیرد. دیگر جریان خبر، یک سویه نبود. ایسنا دیدگاه‌های مردم را به نظام و نیازهای نظام را به مردم منتقل می‌کرد و با باز كردن دريچه‌ رسانه‌يي براي نخبگان، در خصوص پرسش‌های نظام، از آن‌ها پاسخ می‌طلبید. نقدهای نخبگان و مردم را به اطلاع نظام می‌رساند. این گردش خبری یک فضای جدید اطلاع‌رسانی و مشارکت چند جانبه را شکل داد و همین کار، فضاي جدید را به گونه‌اي به جامعه عرضه کرد كه هم فرهنگ رسانه را ارتقا داد و هم مصونیتي نسبي برای رسانه به ارمغان آورد.

- داخل پرانتز بگویم؛ مصونیتی که شما می گویید هیچ گاه وجود ندارد. شما از تحمل فشارها گفتید. الان در بدنه ایسنا آن قدرت تحمل را در برابر فشارها می‌بینید؟ فشارهایی که خودتان نگرانش هستید.
- قطعا آن موقع ایسنا تنها نبود و به تنهایی این مسایل را تحمل نمی‌کرد.در كنار برخي تفاوت نظرها، ایسنا در چتر حمایتی همان سه وجهی قرار داشت. همان نخبگانی که ایسنا سعی می‌کرد در جریان خبر مشارکت داشته باشند، همان‌ها هم حامی رسانه بودند. مردمی که مخاطب ما بودند، حامی معنوی ما بودند و نظام قطعا حامی ایسنا بوده و به آن فرصت داده است. من در این موضوع تردید ندارم. ممکن است که عده‌ای در سطوح مختلف، با تنگ نظری‌ها، تحمل نمی‌کردند. اما کسانی هم بودند که حامی معنوی ایسنا بوده‌اند. من همیشه گفته‌ام که ایسنا مورد اعتماد و لطف رهبر معظم انقلاب بود. من همیشه این را بیان کرده‌ام و به آن ایمان دارم و مفتخرم . البته به اين معنا نبود كه کارهایی که ما می‌کردیم، مورد نقد نبود. اما اعتماد، لطف و وسعت نظر رهبر بزرگوار را حس می‌کردیم. شخص آقای خاتمی هم كه روشن است کاملا از ایسنا حمایت معنوی می‌کردند؛ يا بيت حضرت امام خميني و فرزند يادگار گرامي حضرت امام. دولت آقاي خاتمي هر چند در قالب همان بودجه اندك، حمایت مادی داشت و مجلس و کمیسیون فرهنگی همیشه از ايسنا حمایت معنوی مي‌كرد؛ نخبگان نيز همين طور. اما همه اینها، نافی این نبود که جدی‌ترین انتقادات نسبت به حامیان ایسنا، بر روي خروجي ايسنا قرار نگيرد. جدی‌ترین انتقادات به شخص آقای خاتمی و دولت ایشان. جدی‌‌ترین انتقادات نسبت به پارلمان و تشكيلات قضايي و يا انتقادات به نخبگان و احزاب. همیشه همه این را می‌دانستند که حمایت‌های معنوی از ایسنا نافی برقراری جریان نقد و استقلال تحریری نباید باشد. و اگر مطالب آرشيو ايسنا را كه در دسترس همه هست مرور كنيد به وفور به اين انتقادها برمي‌خوريد. بنابراین در دوران مسوولیت من هیچ کس به ایسنا دستور نمی‌داد. و هیچ کس نمی‌توانست از ایسنا تقاضایي نامرتبط کند. آيا کسی هست که بتواند بگوید ما فلان چیز را به ایسنا دیکته کردیم؟ امکان نداشت کسی بتواند استقلال تحریري ایسنا را بشکند. هر چه بود فهم و درکی بود که از آن وجوه سه گانه وجود داشت. و البته این را هم بگویم سلامت مجموعه ایسنا مصونیت بالایی به آن‌ها داده بود. ايسنا به لحاظ سیاسی و اقتصادي سالم بود. این مجموعه همه صداهای قانونی را پوشش می‌داد؛ اما در چنبره هيچ حزب و گروهي نمي‌گنجيد؛ البته بايد اذعان كنم كه ايسنا هيچ‌گاه به طور كامل از سوي جريان‌هاي سياسي باور نشد و مثلا در ابتدا از سوي برخي اصلاح‌طلبان متهم مي‌شد كه به نهادهاي قضايي و امنيتي وابستگي دارد و يا بعدا جناح مقابل آن‌ها مي‌گفتند كه ايسنا داراي وابستگي‌هاي حزبي به اصلاح‌طلبان است، اما با وجود اين‌ها ايسنا مستقل ماند و اين چيزي است كه نهادهاي امنيتي، قضايي و احزاب و تشكل‌هاي سياسي از همه طيف‌ها به خوبي به آن واقفند و مي‌توانند به آن شهادت دهند.گرچه متاسفانه ايسنا هنوز هم از سوي برخي باور نمي‌‌شود و متهم به وابستگي مي‌شود.

- الان شما حمایت‌ها را می بینید؟ حمایت ها در دولت و مجلس.
من از همه می خواهم این حمایت را داشته باشند. من از همه می خواهم این ظرفیت را داشته باشند. ایسنا یک سرمایه ملی است. الان فقط یک رسانه متعلق به جهاددانشگاهی نیست. من در دیداری که با دوستان جهاددانشگاهي داشتم گفتم وابستگي تشکیلاتی به جهاددانشگاهی يك افتخار است، اما در عين حال ايسنا متعلق به ملت و سرمايه ملت است. همه باید به آن مسوولانه نگاه کنند. هیچ کس نباید به خاطر پیشبرد منویات خودش این رسانه را تحت فشار قرار دهد.

- اما اکنون تحت فشار است.
- من مي‌شنوم و فکر می‌کنم که به هر حال ایسنا از جانب برخی دوستان دولتی تحت فشار است. شکی در آن نیست. من فکر می‌کنم که دوستان باید در این مساله تجدید نظر کنند. من این را در شان دولت نمی‌دانم. و این رویکرد را هم غلط می‌دانم و مفید فایده نمی‌دانم. اولا مشکلاتی که دولت با آن دست و پنجه نرم می‌کند، ناشی از رسانه‌ها نیست. راه‌حل‌های آن هم صرفا رسانه‌يی نیست و اگر دوستان فرض می‌گیرند که در برخي موارد رسانه‌ها راه حل مساله هستند، مربوط به آن جاهایی است که نظام رسانه‌يی قوی دارند. من می‌گویم اگر صدا و سیما با آن وسعت و با آن شبکه وسیع و اگر ایرنا، ایران، کیهان و روزنامه‌ها و خبرگزاري‌هاي هم‌سوي دیگر نتوانند مشکلات دولت را حل کنند، چه گونه مي‌خواهيم با یک ایسنا آن را حل کنیم؟ آيا با تغيير خط مشي ايسنا مشكلات حل مي‌شود؟ این نگاه بلند و عمیق به مساله نیست! و نشان مي‌دهد كه تحلیل قوی از قضیه نداریم. اساسا این افتخار و منفعتی برای دولت نیست که با جریان نقاد سالم و نافذی مثل ایسنا این گونه برخورد کند. حتی اگر به فرض محال، دولت تصور کند که متولی ایسنا است. من می‌گویم که چنار امام‌زاده صالح را هم متولی‌اش نمی‌تواند قطع کند؛ چراكه ميراث فرهنگي است. آن وقت با چه استدلالی عده‌اي می‌خواهند رسانه‌ای مثل ایسنا را كه ميراث رسانه‌يي كشور است تحت فشار قرار دهند. درحالی که نه در شکل‌گیری اين پديده و نه انديشه مولد آن، نقشی نداشته‌اند و نه از دل اندیشه آن‌ها مي‌توانسته چنین پدیده‌هایي شکل بگیرد.
من هم دلم می‌خواهد مشکلات دولت حل شود. من هم می‌خواهم زیر چتر دولتی باشم که مقتدرتر، مطمئن‌تر و موفق‌تر است. خاصه آن كه موفقیت دولت، موفقیت انقلاب، نظام و کشور ماست و قطعا یقین دارم که دوستان من در ایسنا به ارتقای امنیت و توسعه سياسي، فرهنگی و اقتصادی کشور فکر می‌کنند. آن‌ها هم آرزو دارند در کشوری سربلندتر و مفتخرتر زندگی کنند. آن‌ها هم اگر بتوانند کمکی کنند که مشکلات حل شود، دریغ نمی‌کنند. اما آیا راه حل مساله تحت فشار قرار دادن ایسنا است؟

- به نظر شما ایسنا زیر بار فشارها می‌رود؟
- من به روزی فکر می‌کنم که تغییر دولت، ديگر منجر به تغییر مدیران رسانه‌ها نشود. ما باید به این سطح برسيم. تغییر مدیر ایسنا اگر تحت فشار دولت انجام شود، هرگز افتخاری برای دولت نیست. من به این فکر نمی‌کنم که بچه‌های ایسنا چه کار باید بکنند. من به این فکر می‌کنم که دوستان دولتی نباید اجازه دهند که به نام آن‌ها چنین اتفاقی بیفتد. من تا آنجا که از جهاددانشگاهی خبر دارم و دوستان جهادی خودم را می‌شناسم، به لطف خداوند وقوف کامل به اهمیت مساله و ضرورت صیانت از خط مشی، محتوا و ساختار این رسانه را دارند و تا آنجایی که حدس می‌زنم اگر استقلال عمل این دوستان به رسمیت شناخته شود، بعید است که به چنین نتیجه‌ای برسند. پس باید از دوستان بیرونی خواهش کنیم که فشار خودشان را بردارند. من هیچ وقت از جانب جهاددانشگاهی نگران نبوده و نیستم. جهاددانشگاهی مولد این رسانه و اولین حافظ آن است. مدیریت فعلی جهاد تا آنجایی که می‌شناسم یک شخصیت جهادی، مستقل و مومن به فعالیت‌های جهاددانشگاهی است. اميدوارم در شرایطی که از ایشان توقعات ناصوابی دارند، خودشان با كمك ديگران بتوانند این فرآیند را پشت سر بگذارند. اما در هر صورت اگر نتيجه نفي استقلال تحريري ايسنا شود، تاسف و افسوس آن براي همه خواهد بود و آيندگان قضاوت خود را خواهند داشت.

- و اگر چنین اتفاقی بیافتد؟
¬- من اخیرا گفتم ایسنا اگر از اسب بیافتد، از اصل نمی‌افتد. ایسنا یک فرهنگ است. ایسنا با عملكرد چندين ساله خود و با ارزش‌ها و فلسفه خبري خود همراه با چند هزار خبرنگار افتخاری در کل کشور، دفاتر استانی و... تبدیل به فرهنگ شده. اما طبیعتا تاسف‌برانگیز خواهد بود اگر ایسنا نتواند این فرهنگ‌سازی خودش را با قوت و استمرار ادامه دهد. گرچه دوستان ايسنايي ايمان به فرهنگ ايسنا را وظيفه دائمي خود مي‌دانند.

- اگر اتفاقی که برای روزنامه ایران افتاد، ایسنا هم دچارش شود؟
- (سکوت می‌کند) تصور این مساله برای من خیلی سخت است.
(سکوت) در مورد ايران نمي‌توانم اظهار نظر خاصي كنم (به خودشان مربوط است)، خدا نكند براي ايسنا اتفاقي بيفتد، ولي اگر افتاد، فقط می‌توانم افسوس بخورم و بگويم يك افسوس به افسوس‌های تاريخ ما اضافه خواهد شد. من نمی‌دانم چرا در کشور ما تا نهالی می‌خواهد سر بلند کند، یک عده با تیشه، ریشه‌اش را می‌زنند؛ با هر توجیهی. هیچ کس با توجیه نامقدس در این کشور کاری را انجام نمی‌دهد. همه برای کار خودشان توجیه مقدس می‌آورند. خدا رحمت کند دکتر شریعتی را. در بحث «مذهب علیه مذهب». می‌گفتند مگر می‌شود کسی در یک کشور مذهبی با استدلال کفر، منویات خودش را جلو ببرد؟ بنابراین همه لباس مذهب می‌پوشند. طبیعی است که در کشور ما، یا به نام مصلحت، خدمت، یا به نام هر موضوع منطقی و معقول دیگری، چنین اتفاق ناصوابی بیفتد. به هر حال این اتفاق ناصوابی است.تنها مي‌توانم بگويم اگر اتفاق ناگواري براي ايسنا بيافتد آنگاه يك افسوس به افسوس‌هاي تاريخ كشورمان اضافه مي‌شود.

- شما از محل تحصیلتان مرخصی گرفته‌اید، این مرخصی ربطی به آینده ایسنا دارد؟
- من قطعا فقط برای ایسنا آمده‌ام. نگران بودم و آمدم که نگرانی‌های خودم را به دوستانم در جهاددانشگاهی كه خاستگاه من است منتقل کنم. آن‌ها انسان‌های فهیمی هستند و قطعا خودشان هم نسبت به این مساله نگرانی دارند. من نسبت به این مساله نگرانی دارم. امیدوارم این نگرانی‌ها مورد توجه قرار گیرد. من آمدم یک حالی از دوستان خودمان در ايسنا بپرسم. به هر حال ایسنا ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. پرسنل ایسنا هم در تمام سطوح از استعدادها، توانايي‌ها و ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردارند. وظیفه من بود حالی از دوستان ایسنا بپرسم كه در تمام اين سال‌ها با فداكاري، زندگي خود را براي شكل‌دهي رسانه‌يي صادق، نافذ و خلاق صرف كردند. گرچه بايد روشن كنم كه هم اكنون من هیچ مسوولیتی در ایسنا ندارم.

- چقدر موفق شدید؟
- به خداوند بزرگ اميدوارم. بعضي وقت‌ها بيداري همه چيز است و من فكر مي‌كنم اين بيداري به وجود آمده است پس ديگر هر اتفاقي كه بيافتد همه زواياي آن روشن است و هيچ چيز پنهان نيست. البته من نمی‌توانم جوری حرف بزنم که انگار نگران‌ترین فرد، من هستم. من به عنوان یک فرد جهادی در دل جهاد این کار را انجام دادم. فکر می‌کنم که همه دست‌اندرکاران ایسنا و جهاد خودشان را نسبت به ایسنا مسوول می‌دانند و حتما آن‌ها هم از طرفی که بایسته بوده تلاش كرده‌اند کاری بکنند. البته اين نكته را هم بايد در نظر بگيريم كه به هر حال در کشور ما می‌شود یک شبه یک ساختار درست کرد و یک شبه یک ساختار را بهم زد. ما این واقعیات را داشته‌ایم كه مي‌تواند به سر ايسنا هم بيايد. به درست و غلط آن کاری ندارم. ولی در کشور ما از این اتفاقات زیاد افتاده. گذشته به من می‌گوید این گردنه هم قابل عبور است و هم خطرناك. هیچ چیز به این ترتیب، قابل پیش‌بینی نیست؛ در هر صورت من نگراني‌هايم را در ميان گذاشته‌ام؛ مهم اين است همه بدانند كه چه مي‌كنند؛ به عهده خودشان است؛ اما با هر نتيجه‌اي، خدایی که ایسنا را آفریده، حتما فرهنگش را هم حفظ می‌کند. من به فرهنگ ايسنا دل بسته‌ام و اميدوارم دوستان ايسناييم بمانند و منطقي و معقول تا آخر از آن صيانت كنند.

- آقای خاتمی یکی از حامیان شما بوده است. اظهار نظرهای جالبی در مورد ایسنا داشتند.
- خاطرم هست آقای خاتمی آمده بود ایسنا، بعد که ایسنا را دیدند گفتند از مسوولان کشور می خواهم وقتی کسانی می آیند کشور را ببینند، وقتی می‌خواهند موفقیت‌های کشور را به آن‌ها نشان بدهند، یکی از جاهایی که حتما به آن‌ها نشان داده شود، ایسنا است. ايشان ايسنا را از افتخارات دوران خود مي‌دانند. یادم هست آقای دکتر معین و دكتر توفيقي به ما می‌گفتند که در جلسات خارج از کشور هر موقع می‌خواستند موفقيتی از نظام آموزش عالی و جریان دانشگاهی از کشور را بگویند، یکی از آن‌ها ایسنا بوده است و همين طور دكتر مسجد جامعي تعابير جالبي راجع به ايسنا دارند. اين فقط محدود به سياست‌مداران، دست‌اندركاران يا روزنامه‌نگاران نيست. تعابير اساتيدي چون دكتر معتمدنژاد، محسنيان، فرقاني، شكرخواه، خانيكي، نمك‌دوست، قندي، بروجردي، كيا و ... خواندني و قابل توجه است.
این وضعیت ایسنا بوده است. این میزان نیرو، این میزان سرمایه! خیلی جاها در کشور هزینه شده. نتیجه‌اش این نشده. ایسنا به لحاظ بهره‌وری، كارایی، کیفیت، کمیت، ساختار سازمانی، درجه اعتماد و نفوذ رسانه‌يي و بسياري از موارد ديگر، مهم و ارزشمند و قابل مطالعه است. در خیلی جاها ما 10 برابر این هزینه را کردیم و نتیجه نگرفتیم. آيا جز لطف خداوند، دل‌های پاک این جوان‌ها، انگیزه‌های صادقانه جوان‌های پاک کشورمان و بستر مناسب جهاددانشگاهي چيز ديگري ايسنا را به وجود آورده است؟ من می‌گویم همان‌ها می‌تواند باز هم کار خودش را بکند. اگر خدای ناکرده اتفاق ناگواری بیفتد، شرمندگی‌اش برای کسانی است که آن اتفاق را به وجود آورده‌اند. من مطمئنم هیچ‌گاه کسانی که چنین خسارتی را به ایسنا و به نظام رسانه‌يی کشور وارد کنند، نمی‌توانند از شرمندگی اش خارج شوند.
- آینده ایسنا را چه طور می‌بینید؟
- من آینده فرهنگ ایسنا را موفق می‌دانم.
- پیش‌بینی‌تان؟
- من هیچ‌گاه نگفته‌ام نگران نیستم، اما به دوستان جهادی خودم امیدوارم. من از بزرگان کشور هم، خواهش می‌کنم که در این مورد عنایت کنند. من امیدوارم به همه و هر كس كه دلسوز است. حيف است که براي این طرف و آن طرف شدن چند خبر با نگاه سیاسی، كساني بخواهند چنین سرمایه بزرگي را دستخوش تغییر کنند. ما بايد به چه چیز ایسنا افتخار نکنیم و از چه چیز ایسنا احساس شرمندگی کنیم؟

¬- کسی احساس شرمندگی می کند؟
- اگر احساس نمی‌کردند که این قدر فشار نمی‌آوردند. اگر خدای نکرده کسی این فشارها را بپذیرد، باید شرمنده باشد.
****************************
امام و رهبري
فكر مي كنم از لوگوي ايسنا بتوانيد ايمان و اعتقاد ما به امام را دريابيد . همواره معتقد بوده‌ام جريان چپ مذهبي يا همان خط امام در ايران بدون پايداري بر اهداف و آرمان‌هاي ايشان، هويت خود را از دست داده و آينده‌اي نخواهد داشت. مرزبندي با سكولاريزم هم‌چون مرزبندي با جمود و تحجر بايد مستمر و دائمي باقي بماند. ما در ايسنا گرچه همه صداهاي قانوني را پوشش مي‌داديم اما چارچوب و افق نگاهمان چنين بود. امام را متعالي‌ترين و جامع‌ترين نسخه براي درك استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي مي‌دانم. به بيت ايشان عميقا علاقه دارم و حضور فرزند يادگار ايشان در ايسنا را از خاطرات ارزشمند ايسنا مي‌دانم.
درباره رهبري بايد بگويم من منطق خود درباره حكومت ديني، ولايت فقيه و منزلت آن را از امام گرفته‌ام و خط امامي بودن را جدايي ناپذير و عجين با اين اصل مي‌دانم .ايشان محور وحدت ملي و سمبل تشيع و كشورند. شخصيت و انديشه والا، فرزانگي، ساده‌زيستي و پاكزيستي حضرت آيت اله خامنه‌اي را عميقا دوست دارم. علاوه بر اعتقاد قلبي، ارادت دارم. باور دارم بيش از هر زمان به ايشان نيازمنديم. هميشه دوست داشته‌ام دوستان جناح چپ،ارتباط نزديك‌تر و قوي‌تري با ايشان داشته باشند. به نظرم در سال‌هاي پس از رحلت حضرت امام دوستان جناح چپ بايد بر اين موضوع و اصل، بيش‌تر پافشاري مي‌كردند. متاسفانه برخي افراطي‌ها در چپ و راست كار را دشوار كردند اما اين نبايد مانع مي‌شد. در طول فعاليت در جنبش دانشجويي و ايسنا لطف و اعتماد ايشان را حس مي‌كرديم و به آن مفتخر بوديم. اين را هم بايد اضافه كنم كه هرگز در طول سال‌ها فعاليت،حتي يك بار دستور و دخالتي از سوي دفتر ايشان صورت نگرفت.

- در دوران انتخابات ریاست جمهوری، ایسنا تلاش زیادی داشت تا مهندس موسوی نامزد شوند. همان موقع فشارهای زیادی به شما وارد شد.
- موضوع مهندس موسوی، موضوع ساخته و پرداخته ایسنا نبود. پایگاه اجتماعی داشت. ممکن بود جریانات حزبی کشور چندان در مساله مشارکت نداشته باشند، اما تردیدی نداریم که مهندس موسوی و انديشه‌اش از پایگاه بسیار عمیقی در طبقات محروم و متوسط جامعه و هم‌چنين از مقبولیت بسیار بالایی نزد نخبگان برخوردار است. احساس ما این بود که جامعه از شکاف بین نخبگان و مردم رنج می‌‌برد و مهندس موسوی الگویی ارزشمند بود که مي‌‌توانست نقطه التقای نخبگان و مردم باشد و با حضور ایشان انتخابات بسیار بزرگی در کشور شکل می‌گرفت. تجربه موفق دولت دوران سخت دفاع مقدس هم با توجه به این که پیش‌بینی می‌شد کشور دوران سختی را خواهد داشت، مي‌توانست کمک کند.
از مهندس موسوی مباحثی که مي‌دانستيم و می‌شنیدیم، به ما این دید را می‌داد که ایشان نسبت به حفظ سرمایه‌های اجتماعی به شدت حساس هستند. در چنان شرایط سختی در کشور کار کرده بود و بالاترین سطح رضایتمندی را به وجود آورده بود تا حدی که هنوز شیرینی‌های آن دوران در ذائقه مردم ما هست. چهره‌ای با محبوبیت بالا و نماینده‌ای در حقیقت از روشن‌فکری دینی و بومي که در تراز ریاست جمهوری می‌تواند مفید و موثر باشد؛ هم آرامش قلبی در کشور ایجاد و هم توسعه کشور را تضمین کند. از همه نظر پرداختن به آن مساله منطقی بود. جریان قوی از نخبگان هم از آن حمایت می‌کرد. نتیجه انتخابات هم ثابت کرد اگر مهندس موسوی می‌آمد، ما آن دوگانه را نداشتیم.
در آن مقطع یادم است خیلی به ما بی‌مهری شد. جریان رسانه‌يی کشور به نوعی هر کدام متصل شده بود به یک کاندیدا و خیلی هم حزبی شده بود. خیلی به ما فشار آمد از جانب گروه‌ها و احزاب که منصرف شویم. ما ضمن این که همه کاندیداها را به یک اندازه پوشش می‌دادیم، مهندس موسوی را هم پوشش می‌دادیم. من می گویم اگر آن روز همه همت می‌کردیم و همه همت می‌کردند، مهندس موسوی می‌آمد. آيا قبول ندارید که آن گاه در شرایط بهتری قرار می‌گرفتیم؟ همان‌ها که در مرحله دوم از آقای هاشمی حمایت کردند، در آن مقطع حتی حاضر نمی‌شدند در مورد انتخابات حرف بزنند. چه بسا اگر می‌آمدند، مهندس موسوی به صحنه می‌آمد. کاری که ایسنا کرد، هم منطق ملی، هم منطق انقلابی داشت و هم منطق رسانه‌يی. منطق رسانه‌يي آن نيز روشن است. آن روزها ايسنا با همه رسانه‌ها متفاوت شده بود و ويژگي منحصر به فردي پيدا كرده بود. من آن حرکت را از افتخارات ایسنا می‌دانم و هرگز هم از آن پشیمان نیستم.

در مورد راه‌اندازي سرويس ديدگاه‌هاي خاتمي اين روزها انتقاداتي مطرح مي‌شود؛ فلسفه راه‌اندازي اين سرويس در ايسنا چه بود؟
من تعجب مي‌كنم اكنون پس از يك و نيم سال از راه‌اندازي سرويس ديدگاه‌هاي خاتمي مي‌گذرد برخي به ياد طرح انتقاداتشان افتاده‌اند. من مثل تمام كارهايي كه در ايسنا انجام شده به اين كار هم افتخار مي‌كنم و معتقدم خاتمي يك فرد نيست، نماينده تفكري وسيع‌الطيف است كه نه تنها در كشور كه در عرصه بين‌المللي مخاطبان فراواني دارد. هدف اصلي ايجاد اين سرويس صيانت از فضاي باز سياسي به همراه مرزبندي بين معتقدان به اصلاحات در چارچوب قانون اساسي و ساختار شكنان مخالف حكومت ديني بود.
ايسنا با سرويس ديدگاه‌هاي خاتمي قصد داشت فضاي چندصدايي را در كشور زنده نگه دارد و مطمئن باشيد كه هرگز جامعه دانشگاهي كه پايگاه اصلي ما و مخاطبان ماست در اين مساله منتقد ايسنا نبوده است. نكته ديگر اين كه آقاي خاتمي را از اميدهاي آينده مي‌دانم.

سرويس فقه و حقوق و ديدار با آيت اله سيستاني
سرويس فقه و حقوق را از كارهاي جالب ايسناست كه هم پيگيري حقوق انساني متهمان با هر تفكر و گرايشي و هم ارتقاي منزلت قانون‌گرايي و هم ارتباط با حقوق‌دانان و دستگاه قضايي براي بحث‌هاي كارشناسي را ميسر مي‌ساخت. از ويژگي‌هاي اين سرويس ارتباط با مراجع عظام و حوزه‌هاي علميه بود كه منجر به پاسخ‌گيري از علما درباره مسايل روز مي‌شد. از جمله خاطرات من ديدار با آيت اله العظمي سيستاني در نجف اشرف است كه منجر به تنها گفت‌وگوي اختصاصي ايشان با يك خبرگزاري شد كه بازتاب بسيار وسيعي يافت.


- ایسنا در بین خبرگزاری‌های ایرانی، رابطه به مراتب قوی‌تر و گسترده‌تری با خبرگزاری های جهانی دارد. فکر می کنید اگر خبر دستگیری صدام را ایسنا به جای ایرنا مخابره می کرد، چطور می توانستید روی آن مانور بدهید.
- یک مقدار این بحث دشوار است. خبر دستگیری صدام ویژگی های استثنایی داشت که رسانه را تحت تاثیر قرار می داد. آن خبر را هر خبرگزاری در دنیا می داد، آنقدر مهم تلقی می شد که در تمام دنیا به عنوان یک خبر بسیار موثر و داغ شناخته شود. اما اعتبار رسانه ای که آن خبر می دهد در وهله دوم به رفرنسی است که به منبع خبر داده می‌شود. خبری که ایرنا داد که موفقیت بزرگ برای نظام رسانه ای ایران بود، اما متاسفانه در بسیار از نقاط جهان بدون رفرنس به ایرنا منتشر شد. اگر منزلت رسانه را نتوانیم ارتقا دهیم، آنجایی هم که خبر بسیار تعيين‌کننده‌اي را به دنیا مخابره مي‌كنيم، باز هم منبع مورد غفلت واقع می‌شود. البته کارکردهای ایرنا و ایسنا متفاوت بوده است. کارکرد متفاوت ایسنا باعث شده که مقبولیت گسترده تر و از نفوذ رسانه ای بیشتری در ایران و جهان برخوردار باشد. طبیعی است که من دوست داشتم این خبر را ایسنا منتشر می‌کرد. با این حال از این که یک رسانه ایرانی آن را مخابره كرد، بسيار، خوشحال شدم و براي ايرنا نامه تبريكي فرستادم؛ چون ايراني بودن منبع برايم هميشه مهم بوده است.
در موضوع اعدام صدام دو نكته را بايد بگويم . يكي ضعف رسانه اي ما در قبال تلاش ضد ايراني و ضد شيعي رسانه هاي مسلط غربي و رسانه هاي وابسته عربي كه مجددا ضرورت توجه به مقوله استراتژيك رسانه را ياد آور شد و ديگر، آن كه به جز ایرنا بقیه خبرگزاری های داخلی با فاصله بيش از یک ساعت پس از وقوع، خبر را منتشر کردند که این به لحاظ حرفه‌ای می تواند به شدت مورد نکوهش قرار گیرد. متاسفانه خبرگزاری های داخلی ما ساعت کارشان را با روزنامه‌ها تنظیم می‌کنند و وقتی روزنامه‌ها به چاپخانه می‌روند، آنها هم تعطیل مي‌شوند.
یک دغدغه حرفه ای
- نوع ادبیات خبرگزاری ها چرا خشک است؟ چرا مثل نقل و نبات یکسری پیشوند پسوند مثل وی گفت، وی افزود، اظهار داشت و... داریم که اول هر جمله قرار می گیرد؟
- این بر می گردد به آموزش هایی که خبرنگارهای ما دیده اند. من فکر می کنم این آموزش ها از تنوع و عمق کافی برخوردار نبوده است. ضمن اینکه به اعتقاد من موضوع پردازش و ویرایش خبر چندان جدی تلقی نشده است. متاسفانه بعضی وقتها تلاش شده که به روزنامه‌نگاری، تنها به عنوان یک شغل نگريسته شود؛ کاری انجام و حقوقی پرداخته شود. این مساله تا حدودي ناشی از سهل‌انگاری و سهل‌گیری موضوع است. حال آن که پردازش خبر سهم بسزایی در رسانایی پیام دارد. اگر خبری خوب، صریح و متنوع نوشته شود، در جذب مخاطب تاثیر به سزایی دارد و رسانایی پیام را به هم به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.
البته کل این بحث بر می‌گردد به این مساله که موضوع خبر و خبر رسانی در ایران خیلی امر جدی و مهمی فرض نشده و اساسا موضوع رسانه در ایران، جدی و اساسي نبوده که حالا شما موضوع خبرنویسی اش را مورد توجه قرار می دهید. این نقص که در حوزه رسانه ای ما جدی است، خود بخشی از یک نقص بزرگتر است و چه بسا كه از یک منظری، خبرنگاران ما در کار خودشان جزیی از کامل ترین بخش های نظام رسانه ای ما تلقی شوند و شايد در بخشهاي ديگر وضع بدتر است. اگر ما بخواهیم نظام مدیریت رسانه در ایران، نظام سردبیری رسانه در ایران، نظام حقوقی رسانه در ایران را مورد بررسی قرار بدهیم، نواقصی را پیدا می کنیم که دیگر موضوع ادبیات خبرنویسی خبرنگاران در مراحل بعدي قرار مي‌گيرد.

خیلی زیاد بود ولی به هر حال نیاز بود. راستی همچنان منتظر باشید تا ماجرای ایسنا را از زبان خودم هم بنویسم. سپاسگزارم

احسان بيگي
 
چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥

"ايسنا" يك نقطه عطف است
بعد از اينكه برخي سايت‌ها اين روزها در تحليل‌هاي گوناگوني خواستار تحولات در ايسنا شدند! و حتي حرف‌هاي مديران ايسنا را به نفع خود تمام كردند يكي از اظهار نظرهاي دكتر فاتح را منتشر مي‌كنم و بزودي گزارشي تحليلي بر آن در روزهاي اخير بر ايسنا گذشت خواهم نوشت.
دكتر ابوالفضل فاتح، مديرعامل سابق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در تبيين عملكرد ايسنا با تاكيد براينكه از كليت عملكرد اين خبرگزاري در هفت سال گذشته از جمله در يك سال اخير دفاع مي‌كند، گفت: در يك سال گذشته دوستان ايسنا كار بسيار سخت و ارزشمندي را به انجام رسانده‌اند كه شايسته تحسين و تقدير فراوان است.
دكتر فاتح افزود: دريكسال گذشته ايسنا نفوذ خبري خود را حفظ كرده و در شرايطي توانسته است از مسئوليت خود به عنوان يك رسانه پاسداري كند، كه برخي بي‌مهري‌ها نيز در حقش روا شده است.
مديرعامل سابق ايسنا با اشاره به آنكه وقتي راجع به اين پديده (ايسنا) صحبت مي‌كنيم بايد اقتضائات آنرا نيز در نظر بگيريم گفت: ايسنا در قياس با ديگر خبرگزاري‌ها كه همه محترمند در جايگاه ممتازي قرار گرفته است و اين محصول تلاش همه خبرنگاران، دبيران، سردبيران، مديران و مديرعامل ارزشمند و خط امامي  اين رسانه آقاي نادعليزاده است.همچنين همت و حمايت تشكيلاتي جهاددانشگاهي نيز بسيار موثر بوده است.
وي با بيان اينكه دوستان تلاش كرده‌اند ارزش‌هاي خبري، شناسنامه و استقلال تحريري ايسنا محفوظ بماند گفت: استقلال تحريري موضوعي جدي و قابل تامل است و نبايد دولتي، عمومي و يا خصوصي بودن يك خبرگزاري در اين مسئله مداخله داشته باشد.هيچكس حق ندارد استقلال تحريري رسانه را تحت نفوذ خود قرار دهد.
فاتح با بيان اينكه خبرگزاري دانشجويان ايران پديده‌اي قابل تامل و مطالعه در فضاي رسانه‌اي كشور است گفت: بي‌ترديد اين خبرگزاري يك نقطه عطف است و اگر يك روز بخواهيم تاريخ رسانه‌اي ايران را به دو بخش تقسيم كنيم به جرات مي‌توانيم بگوييم "قبل از ايسنا" و "بعد از ايسنا".
موسس خبرگزاري دانشجويان ايران با ابراز تاسف از اينكه ايسنا مثل مقوله رسانه‌ در ايران به دليل نقصان معرفت رسانه‌اي مواجه با آسيب‌ها و نگراني‌هايي است گفت: آنچه باعث شد در اين مرحله خدمت دوستان برسم جز نگراني عميقي كه در دل خود داشتم، چيز ديگري نبود.
او همچنين ارزيابي موردي و تعميم آن به كليت يك رسانه را روشي نادرست دانست.
وي با تقدير از حمايت‌هاي تشكيلاتي و معنوي جهاد دانشگاهي از ايسنا به عنوان مولود اين نهاد افزود: اگر در اين شرايط جمله قابل ذكري درباره خبرگزاري براي برادران جهاد دانشگاهي و ايسنا داشته باشم جز اين نيست كه يكبار ديگر منزلت ايسنا بازشناسي و مورد تاكيد قرار گرفته و راه‌هاي صيانت از اين سرمايه ملي شناخته شود.
فاتح با بيان اينكه چه در حوزه رسالت رسانه و چه در مسئوليت حرفه‌اي تاثيرات شگرفي بر جاي گذاشته است اظهارداشت: آنچه ايسنا محقق كرده است زماني در باور هيچكس نمي‌گنجيد. اين ميزان سرمايه و امكانات در خيلي جاها متمركز شده، ولي چنين ثمره‌اي به بار نياورده است.
ايسنا ميراث رسانه‌اي كشور است و وقتي چيزي جزو ميراث قرار گرفت پاسداري از آن وظيفه همه است.
احسان بيگي
 
سه‌شنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٥

ايسنا می‌ماند

ایسنا واقعه‌ای بزرگ در تاریخ رسانه‌های ایران خواهد بود.

دکتر فاتح مدیرعامل سابق ایسنا در اظهار نظری ایسنا را یک نقطه عطف در تاریخ رسانه‌های ایران خواند و عنوان کرد که شاید ایسنا از اسب بیافتد اما از اصل نمی‌افتد.

وی در سفر غیر منتظره خود به ایران تاکید کرد که همان خدایی که ایسنا را به وجود آورد همان خدا آن را  حفظ خواهد کرد.

احسان بيگي
 
جمعه ٢۸ مهر ،۱۳۸٥

فيلترهای شکسته

به نام آنکه او نامی ندارد

ظاهرا فیلترها شکسته‌اند و باید بیشتر می‌بود.

الهی هیچ تیریبونی تعطیل نشود و ملت خود بخواهند انتخاب کنند صداها را...

فعلا یا علی..

احسان بيگي
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ



يونس شكرخواه
دكتر جعفري سهاميه
فرشاد مهدي‌پور
حسين دهقان
پرستو دوكوهكي
حسن قدياني
مسلم عباسي
فرهاد شرف‌پور
جواد صبوحي
سيد احمد نجفي
امير نريماني
حميد روستا
نفت‌نويس
رضا غبيشاوي
جواد منتظري
انجمن صنفي نشريات

ايسنا
صفحه اقتصاد
مريم آريايي
نسرين وزيري
ليلا دليخون
ستاره بختياري
دولتمند
شكلات تلخ
يامور
باروش
معصومه نصيري
حميد حسن‌زاده
علي‌اصغر شفيعيان
علي مومن‌لو
ناصر ملائي
محسن احمدي
مجيد انتظاري
محمد قره‌باغ
سعيد نوايي
محمد تاجيك
پابرهنه
جيغ
پيتنا